
_______________________________________________ همسنگرم كجايي...؟ همسنگرم كجايي...؟ در راه شديد خوابم گرفت ، گوشه اي نزديك دشت عباس توقف كردم ، كمي استراحت كردم . شخصي به شيشه مي زد!! بيدار شدم ،از پير مردهاي عشاير بود . گفت :آقا دنبال من بيا!! با موتور جلو ميرفت ،من هم به دنبال او ؛ در جاده عين خوش حدود سه كيلومتر جلوتر توقف كرد ! كنار تپه خاكي كوچكي رفت ... خاكها را كنار زد . دو شهيد بي نشان آرام در كنار هم خوابيده بودند !! فهميدم آن خواب بي موقع بي دليل نبوده . پرسيدم چي شد كه دنبال من آمدي؟ گفت :پشت شيشه ماشين را خواندم... همسنگرم كجايي...؟شهید ... روستای گیلایه اشکورمرکزی شهدای اشکور ...
ما را در سایت شهدای اشکور دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 126 تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 16:47